|
SIL ۲ و SIL ۳ روی کاغذ زیاد دیده میشوند، اما در عمل تقریباً افسانهاند.
سیستمهای ابزاردقیق ایمنی (SIS) نقش مهمی را در ارتقاء ایمنی تاسیسات فرایندی بازی میکنند و استانداردهای مربوط به آنها نقش اساسی را در سامانبخشی به این سیستمها داشتهاند. با این حال، تعیین (determination) و صحّهگذاری (verification) سطح خدشهناپذیری ایمنی (SIL) یکی چالشبرانگیزترین مسائل در مطالعات ایمنی فرآیند تاسیسات (بالاخص تاسیسات جدید) است. سطوح بالاتر SIL، نه تنها هزینههای اولیه بالایی را تهیه به همراه دارند، بلکه الزامات نگهداری شدیدتری را نیز به همراه دارند.
داول و همکاران (۲۰۲۱) در مطالعهای با عنوان « SIL-۳، SIL-۲ و تکشاخها (احتمال زیادی وجود دارد که SIFهای SIL ۲ و Sil ۳ شما عملکرد بهتری از SIL ۱ نداشته باشند)» مسئله خطاهای انسانی را در صحّهگذاری SIL مطرح میکنند. استدلال آنها این است که استانداردهایی مربوطه تنها نرخهای خرابی تجهیزاتی را در نظر میگیرند، درحالیکه خطاهای انسانی مربوط در نگهداشت تاسیسات عمدتاً اعداد احتمال بالاتری از شکست در هنگام تقاضای (PFD) ۰.۰۰۱ برای SIL ۳ یا ۰.۰۱ برای SIL ۲ را به همراه دارند.
شکست SISها میتواند به دلایل سیستمی مختلفی صورت گیرد، اعم از:
-
خطاهای طراحی سازنده
-
خطاهای طراحی کاربر نهایی
-
خطاهای نصب سختافزار
-
خطاهای طراحی نرمافزار سازنده
-
خطاهای ساختار نرمافزار کاربر نهایی
-
خطای انسانی حین بهرهبرداری و تعمیرات
-
خطاهای مدیریت تغییر
چنانکه این فهرست نشان میدهد، خطاها میتوانند به دلایل مختلفی از سوی کاربران نهایی یا سازندگان باشد. استانداردهای مربوطه خطاها را در سوی سازنده به حد بالایی پوشش میدهند، اما متغیرها در سوی مصرفکنندگان نهایی بیشتر هستند که توسط این استانداردها پوشش داده نشدهاند و میتوانند روی کارکرد سیستم موثر باشند.
خطاهای انسانی قابل توجهی میتوانند این سیستمها را تحت تاثیر قرار دهند. خطاهایی نظیر کالیبراسیون غلط، بسته نگه داشتن یک شیر روی ابزاردقیق، بایپس کردن SIF (بایپس به دلیل خطای قبلی، به دلیل استارتآپ، فراموشی حذف بایپس و...) از جمله این خطاها میباشند.
محققان در این پژوهش ده دسته عامل خطای انسانی معرفی کردهاند که نیروی انسانی را که متولی تعمیر و نگهداشت این سیستمها است را تحت تاثیر قرار میدهد:
-
کفایت زمان (آیا زمان لازم برای رسیدگی مد نظر به اندازهی کافی در اختیار نیروی انسانی است؟)
-
استرس (فشار به چه مقدار بر نیروی انسانی تحمیل میشود)
-
پیچیدگی وظیفه (آیا وظیفه پیچیده، معمولی یا واضح است؟)
-
تجربه/آموزش (کفایت نیروی انسانی برای وظیفه چقدر است؟)
-
رویهها (آیا رویهها موجود هستند؟ مراحلها و دردنمونها را با چه جزئیاتی پوشش دادهاند؟)
-
رابط کاربری انسان و ماشین (HMI) (ابزارهای در دسترس نیروی انسانی برای انجام وظایف لازم جزئیات و دسترسی لازم را ارائه میدهد؟)
-
آمادگی برای انجام وظیفه (درجه خستگی و آمادگی فیزیکی نیروی انسانی برای انجام وظایف محوله چقدر است؟)
-
فرایندهای کاری و نظارت
-
محیط کاری
-
ارتباطات
پژوهشگران عوامل فوق را به ضرایبی از جنس و انواع شناختی و شناسایی تبدیل کردهاند و مثالهایی عینی از اینکه چگونه این عوامل میتوانند در عمل و به رغم وجود سطوح اولیه از برنامههای تعمیر و نگهداشت SISها، در عمل سطح واقعی کاهش ریسک را تحت تاثیر قرار دهد مورد مطالعه قرار دادهاند.
مطالعه فوق از جهات مختلفی نیز برای زمینه ایرانی حائز اهمیت است. مشاهدات نشان میدهند عموماً تمایل به بیشطراحی و تمایل به سیستمها با SILهای بالاتر وجود دارد. این مسئله فارغ از مسائل فنی و اقتصادی دوره طراحی، در دوره بهرهبرداری نیز چالشهای قابل توجهی را به همراه دارد. پرواضح است که این به معنای رد استفاده از سیستمها با SIL در صورت اقتضای طراحی نیست، بلکه بایستی نقصها مرتبط به نگهداری و ملزومات این سیستمها نیز در چرخه عمر طراحی فرایند و بهرهبرداری دیده شوند. |