 |
خانم زهرا رستگار دانشجوی دکتری جناب آقای دکتر حبیب نژاد، روز شنبه 98/08/25 از رساله دکتری خود تحت عنوان "مدلسازی دینامیکی بیونانومنیپولیشن سهبعدی و مسیریابی بهینهی ذرات زیستی ویسکوالاستیک" دفاع کرد. این جلسه ساعت 16 روز شنبه در آمفی تاتر دانشکده مهندسی مکانیک برگزار شد.
|
چکیده:
بیوتکنولوژی یکی از حوزههایی است که در سالهای اخیر رشد قابل توجهی داشته است و در آن نیاز به ساخت و کنترل سیستمهای بیولوژیکی در مقیاس میکرو و نانو شدیدا احساس میشود. اختراع میکروسکوپ نیروی اتمی بهعنوان وسیلهای که قادر به لمس و حتی منیپولیشن سلول است، در این راستا پیشرفت بزرگی بهشمار میرود. اما در استفاده از میکروسکوپ نیروی اتمی در فرآیند منیپولیشن مدلسازی مراحل مختلف از قبل تماس تا حرکت و رسیدن ذره به محل مورد نظر اهمیت مییابد. یکی از موارد حائز اهمیت در این راستا جنس ذرهی در تماس با ایافام است که روی تغییرشکل ذره در خلال تماس و فرآیند منیپولیشن تأثیر بسزایی دارد، لذا در این رساله ابتدا خواص مکانیکی سلولهای سالم و سرطانی سینه نظیر مدول الاستیسیته، چسبندگی، خواص ویسکوالاستیک، تابع خزش، صلبیت محوری وصلبیت خمشی استخراج گردید. هدف از استخراج این خواص علاوه بر کاربرد در منیپولیشن مقایسهی خواص سلولهای سالم و سرطانی است که بواسطهی آن میتوان تغییرات ناشی از سرطانی شدن سلول را بررسی نمود و از نتایج برای تشخیص و مطالعهی میزان پیشرفت بیماری بهره برد.
در ادامه با توجه به عدم کارایی مدلهای مکانیک تماس الاستیک برای ذرات زیستی که علاوه بر خواص الاستیک دارای دمپینگ نیز میباشند، مدلهای الاستیک به حالت ویسکوالاستیک توسعه داده شد. مدلهای بیسیپی، تاتارا، امدی، پیتی، و سیاواس مدلهای تجربی و نیمهتجربی هستند که به حالت ویسکوالاستیک توسعه داده شدند و پس از شبیهسازی برای مدلهای خطی و غیرخطی سلول وبررسی نتایج مشخص شد که مدل بیسیپی نزدیکترین نتیجه به نتایج تجربی را ارائه میدهد. از طرفی از بین مدلهای مکانیک سلولی مدل کلوین-وویت علاوه برسادگی نسبت به دیگرمدلها نتایج بهتر و قابلقبولتری دارد.
با توجه به وجود هندسههای متنوع در بین ذرات زیستی وغیرزیستی مدلهای ویسکوالاستیک در حالت کلی و برای تمامی هندسهها نیز توسعه داده شدند که در آنها زبری نیز مدنظر قرار گرفته بود. نتایج نشان داد که این مدلها نیز برای هندسههای مختلف سازگاری خوبی با نتایج تجربی دارند. مدلسازی و شبیهسازی فازهای اول و دوم منیپولیشن میتواند در افزایش دقت و کمینه کردن خطای کارهای تجربی تأثیرگذار باشد از اینرو در این رساله فاز اول و دوم منیپولیشن اولا با استفاده از نتایج مدلهای تماسی توسعه داده شده و نیز خواص استخراج شده و سپس برای ذرهی لوبیاییشکل انجام شد. شبیهسازیها برای حالت الاستیک و ویسکوالاستیک مقایسه شد که نتایج نشان داد نیروی بحرانی در حالت ویسکوالاستیک کمتر از الاستیک میباشد که با توجه به خاصیت دمپینگ و در نتیجه کاهش شتاب ناشی از تغییرشکل توجیهپذیر است. میکروسکوپ نیروی اتمی در رهایش دارو، نانوجراحی، ایجاد بافت و غیره کاربرد دارد، به همین دلیل مرحلهی بعد از شروع حرکت ذره نیز اهمیت مییابد. در این رساله مسیریابی ذرات زیستی ویسکوالاستیک با استفاده از الگوریتم ژنتیک بهینهسازی شده است. بدین صورت که تصویر واقعی سلولهای اچان-5 پردازش شده و مسیریابی از بین اینسلولها بهعنوان موانع ثابت صورت میگیرد. به منظور افزایش دقت و با توجه به امکان وجود موانع متحرک در مسیر ذره، سه مانع متحرک در مسیر در نظر گرفته شده که پروفیل حرکت نامشخص دارند. از طرفی بخاطر اهمیت دقت و نیز تخریب ذره و ابزار، تابع هدف شامل خطای ایافام، تغییرشکل ذره و نیروی وارده بر ابزار در نظر گرفته شده و کمینه میشود. نتایج با کارهای پیشین مورد مقایسه قرار گرفته و صحتسنجی صورت گرفت که مسیر مشابه از بین موانع مشابه ارائه شد.
واژههای کلیدی:بیومنیپولیشن سهبعدی، ویسکوالاستیک، بهینهسازی مسیر، ذرات زیستی
|