الگوی اسلامی-ایرانی آموزش و یادگیری در دانشگاه الف) مدل دانشجو در دانشگاه مدل رفتاری انسان میتواند بصورت پاسخگر (منفعل) یعنی تحت اثر محرک محیطی خارجی (شکل 1)، و یا کنشگر (فعال) یعنی تحت اثر محرک درونی یا انگیزه که ناشی از نیازهاست (شکل 2)، درنظر گرفته شود. منظور از شناخت، ادراک منطقی، منظور از هیجان، ادراک عاطفی یا احساس و منظور از رفتار، عمل قابل مشاهده انسان میباشد. بر اساس این مدل، تصمیمگیریها و رفتار بیشتر انسانها، در مدل پاسخگر، تحت تاثیر هیجان و عامل خارجی و در مدل کنشگر، تحت اثر انگیزه و هیجان قرار دارد. مدل یک دانشجو در کلاس درس باید به صورت مدل کنشگر و فعال درنظر گرفته شود. انگیزه یا نیاز انسان در سطوح مختلف قابل تقسیمبندی است و پررنگ شدن هر سطح از سلسله نیازها، باعث بروز تیپ شخصیتی انسانها میشود. پایینترین سطح نیاز، نیاز زیستی و نیاز امنیت است که یک نیاز فردی است و در این نیاز انسان با نباتات مشترک است. سطح بالاتر نیاز، نیاز به محبت و نیاز به عزت نفس است که یک نیاز اجتماعی است. نیاز به محبت، نیازی مشارکتی و نیاز به عزت نفس، نیازی رقابتی است. در این دو نیاز، انسان با حیوان مشترک است. سطح عالیتر نیاز در دیدگاه توحیدی، نیاز به شکر خداست که این نیاز مختص انسان است. در کلاس درس باید با یادآوری آیه خدا بودن گزارههای درسی و نعمت بودن آن، با یاد خدا و انفاق، خدا را شکر کرد. همچنین باید با تفکر در مدتدار بودن و دلیل غایی داشتن گزارههای درسی، ایمان به ملاقات خدا در قیامت را تقویت کرد.
شکل 1-مدل پاسخگر انسان (رفتار بر اساس محرک خارجی)
شکل 2-مدل کنشگر انسان (رفتار بر اساس انگیزه) ب) مدل یادگیری دانشجو مدل یادگیری با فرض مدل کنشگر برای انسان، مطابق شکل (3) فرض میشود. در این مدل ابتدا اطلاعات به شناخت سپس به هیجان، سپس به عمل (رفتار) تبدیل میشود. تبدیل شناخت به عمل، باعث کسب نفس یا یادگیری، یعنی تغییر همیشگی (حرکت جوهری)، میشود و باور یا ایمان نسبت به گزارههای درسی ایجاد میگردد. شناخت پیدا کردن نسبت به اطلاعات، با سازماندهی مطالب درسی و رتبهبندی آن و تبیین روابط منطقی بین آنها انجام میشود. هیجان پیدا کردن با تلقین اهداف آموزشی، مَثَل زدن روابط و گزارههای درسی با توجه به شباهت آنها با روابط و پدیدههای روزمره و بازدید از پروژههای مرتبط قابل انجام است. اگر انسان بصورت کنشگر فرض شود، باید هیجان کافی برای ایجاد انگیزه جهت تبدیل شناخت به عمل در وی ایجاد گردد. هیجان پیدا کردن نسبت به گزارههای شناختی، یکی از مهمترین حلقههای واسط امر یادگیری در دانشگاه میباشد. بطوریکه به دلیل اهمیت زیاد آن، میتوان مهمترین بخش فراموش شده یادگیری در دانشگاه را، هیجان پیدا کردن نسبت به گزارههای درسی تعبیر کرد.  شکل 3-مدل یادگیری ج) حیات جمعی کلاس حیات جمعی، یکی از نیازهای اجتماعی انسان میباشد که در دو قالب مشارکتی و یا رقابتی قابل سازماندهی است. در معماری مشارکتی رابطه محبت بین اجزاء برقرار است که یک رابطه پادتقارنی (یکطرفه) است. در معماری رقابتی رابطه عزت نفس بین اجزاء برقرار است که یک رابطه تقارنی (دوطرفه) میباشد. با حیات جمعی، علاوه بر تامین نیازهای اجتماعی(محبت، عزت نفس)، انسانهای با توانایی شناختی و مادی کم، تواناییهای جدیدی در انجام کارهای بزرگ پیدا میکنند (شکل 4) . معمولا حیات جمعی به شکل سنتی در به تعویق انداختن امتحانات توسط دانشجویان انجام میشود. که باید از این ظرفیت خفته در جهت بهرهبرداری بهینه از ظرفیت جمعی و اصلاح ضعفهای موجود در افراد و سیستم، استفاده کرد. با مستند کردن و به اشتراک گذاشتن تجارب دانشجویان در یادگیری، میتوان موفقترین تجارب را الگو قرار داد و در جهت تحقق حیات جمعی کوشید.  شکل 4-حیات جمعی [1] نتیجه گیری · مدل دانشجو در دانشگاه بصورت کنشگر یا فعال میباشد. بنابراین استاد درس نباید تکیهگاه اصلی فعالیتهای درسی دانشجو تلقی شود. · شکر خدا بدلیل روابط درسی، یکی از اهداف اصلی آموزش میباشد که باید در طول ترم، تمام تلاش جهت تحقق آن صورت گیرد. · هیجان اصلیترین حلقه واسط یادگیری کامل انسان کنشگر میباشد که انگیزه لازم را برای عمل به شناخت فراهم میکند. دانشجو باید تمام تلاش خود را جهت هیجان پیدا کردن نسبت به گزارههای درسی بکار بندد. انجام اینکار با تلقین اهداف آموزشی، بازدید و مَثَل زدن روابط درسی به پدیدههای مشابه قابل انجام است. دانشجویان باید تمام تلاش خود را برای تحقق حیات جمعی کلاس، جهت بهرهبرداری بهینه از ظرفیت جمعی و اصلاح ضعفهای موجود در افراد و سیستم، انجام دهند. با مستند کردن و به اشتراک گذاشتن تجارب دانشجویان در یادگیری، میتوان موفقترین تجارب را الگو قرار داد و در جهت تحقق حیات جمعی کوشید.
1 - Co-evolutionary Systems, Companion slides for the book Bio-Inspired Artificial Intelligence: Theories, Methods, and Technologies by Dario Floreano and Claudio Mattiussi, MIT Press,2008 |